انتشارات
يكشنبه 17 مرداد 1389 باورهاي جمعي عامل اصلي وجوه مشترك هويت ملي و قومي ميان اعضاي يك جامعه: مورد كامبوج
نويسنده: ميلتون تاكئي
ناشر اصلي: نشريه سياست هاي ملي گرايانه و قومي
نوبت و سال انتشار: پاييز 1998

توضيحات:
ميلتون تاكئي از محققيني است كه به طور مستقل در شهر ايوجين از ايالت اورگن آمريكا فعاليت دارد. او در سال 1992 به اخذ مدرك كارشناسي ارشد دانشگاه اورگن نائل گرديد. وي ژاپني الاصل و مقيم آمريكا است.
اعضاي يك گروه ملي و قومي جامعه، داراي هويتي مشترك مي باشند و ممكن است اين سؤال براي كسي پيش بيايد كه چرا اصولاً چنين وجه مشتركي وجود دارد. محققين و غير محققين، ميراث آبا و اجدادي و فرهنگ را علت اين امر تلقي مي كنند، اما در اين مقاله ملاحظه مي كنيم كه ″خاطرت جمعي″ علت اصلي وجود چنين وجه مشتركي مي باشند.
وقايع جاري و گذشته دور، مي توانند در جامعه نقش مهمي در پيدايش وجه مشترك ايفا كنند. كامبوج مثال خوبي براي اين قضيه مي باشد چرا كه مردم آن خاطره مشتركي از جنگ با ويتنام دارند و تجزيه تاريخي شان از گذشته تا زمان حال ادامه داشته است.
ايتاليا نيز از آن چنان نقش مهمي در جهان برخوردار است كه مشكل مي توان اروپا را بدون وجود چنين كشوري در ذهن مجسم نمود. اين در حالي است كه ايتاليا بين سال هاي 1859 تا 1870 با كشورهاي اروپايي متحد شد و جا دارد اين پرسش را مطرح كنيم كه چرا تا آن زمان مبادرت به انجام اين كار نورزيد؟ لوئيجي سالواتوره در كتاب خود در مورد وحدت ايتاليا به اعتقاد دو گروه سنت گرا و تجديدگرا اشاره مي كند. گروه اول عقيده داشتند علت پيوستن ايتاليا به جمع كشورهاي اروپايي ناشي از تاريخ گذشته آن بود، در حالي كه گروه دوم معتقد بودند كه وقايع جاري جديد در اروپا سبب اين امر گرديدند. مشكلي كه در اين ارتباط بايد حل شود اين است كه آيا پيوستن ايتاليا به اتحاديه اروپا ريشه در تمايلات عميق آن براي وحدت داشته يا شرايط موجود در عصر جديد، آن را به ناچار وادار به انجام چنين اقدامي نموده است .
در اين مقاله آمده ، علي رغم مطالبي كه تاكنون در اين خصوص توسط كارشناسان و سايرين عنوان شده ، براي دكر علت اين امر بايد به خاطرات جمعي و مشترك افراد جامعه رجوع نمود. وقايع گذشته و حال ، هر دو مي توانند در به وجود آوردن هويت مشترك مهم باشند چرا كه تمامي اين تجربيات بخشي از خاطرات جمعي افراد جامعه محسوب مي شوند. صرفاً فرهنگ نيست كه هويت مشتركي را ميان افراد جامعه ايجاد مي كند . بعضاً مشاهده مي كنيم برخي از افراد جامعه از آداب و سنن جامعه تبعيت نمي كنند ، اما با اين حال هويت مشتركي با ساير افراد جامعه دارند ، زيرا تجربيات مشابهي را با ديگران پشت سر گذاشته اند .
كامبوج ، مثال روشني در اين ارتباط به شمار مي رود . زيرا مردم همواره به طور مشترك شاهد تهديدات ويتنام بوده اند . امكان دارد برخي از افراد جامعه نتوانند به زبان آباواجدادي شان تكلم كنند ، دين خود را تغيير دهند ، روش زندگي آنها با سايرين فرق داشته باشد ، اما خاطرات مشتركي با ديگر اقشار جامعه دارند كه در اين صورت عضوي از اعضاي جامعه با هويت مشترك محسوب مي شوند .